تبليغاتX
ستاره های خاموش


ستاره های خاموش

با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/31ساعت 19:20 توسط ستاره | |

 

كسي با سكوتش،

مرا تا بيابان بي انتهاي جنون برد

كسي با نگاهش،

مرا تا درندشت درياي خون برد

 

مرا باز گردان

مرا اي به پايان رسانيده

- آغاز گردان !

 

 

 

نوشته شده در پنجشنبه 1387/06/28ساعت 22:14 توسط ستاره | |

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/24ساعت 5:38 توسط ستاره | |

چیزی آرام آرام در من رسوخ می کند

چیزی از آن دست شعرهای طولانی و بی مفهوم

چیزی از آن دست شب های بارانی و حس های موهوم

چیزی آرام آرام در من رسوخ می کند

و من نمی ترسم

دیگر از هیچ چیز نمی ترسم

گمان می کنم جایی همین نزدیکی ها باشد

جایی درون من

ترس را می گویم

می دانی ؟

هیچ می دانی؟

به آرامش نیاز دارم

به آرامش نیاز دارم......

]

 

 

 

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/06/17ساعت 21:1 توسط ستاره | |

 

 

 

 

 

نوشته شده در جمعه 1387/06/15ساعت 18:20 توسط ستاره | |

 

 

dark

 

 

نوشته شده در چهارشنبه 1387/06/13ساعت 14:59 توسط ستاره | |


Design By : Night Skin