تبليغاتX
ستاره های خاموش


ستاره های خاموش

با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند




آرام بخواب آرام

خمیازه ای بکش و بخواب آرام

بخواب و کابوس را با رؤیا در آمیز

و تصور کن زیباست

و کاسه ی چه کنم را بر زمین بگذار

و رها شو آرام

و از هر چه رنگ تعلق دارد

پاک شو و پاره کن پرده های ظلمت را 

بی گمان فکرت آسوده خواهد شد

آسوده از تصورات بی پایان

آسوده شو ازهر چه بود وشد وهست وخواهد بود

لحظه ای بیاسای که راه دراز است

ازمَشک خیالت جرعه ای بنوش

حلال است مست شو

و بخوان آرام

در گذر از هر شکستی که روزی آرزو بود

درگذر از هر سرابی که روزی دریا بود

بی مها با پرواز کن

 و بخوان آرام

و باز لحظه ی غروب را طلوع کن

بخواب آرام.......

 


باید به خواب میرفتم این شب ها  ولی افسوس


کمی دورم از این آرامش


به چشمانم نگاه میکنم که مینگرند ولی خسته .....


کمی دورم از این آرامش .....


آرامش....


این متن هم واسه تلقین به خودم .....


خوب خودمونو گول میزنیم ما آدمها....های های های






نوشته شده در دوشنبه 1388/02/28ساعت 16:54 توسط ستاره | |



سراغ از ما نمی گیری،دگر در خواب و بیداری


از این عاشق ترین عاشق، مبادا دست برداری









گم گشته ام ‚ کجا


ندیده ای مرا ؟


بی شک جهان را به


عشق کسی آفریده اند ،


چون من که آفریده ام از عشق


جهانی برای تو !




نوشته شده در جمعه 1388/02/25ساعت 15:42 توسط ستاره | |


سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد؛

تنديس زيبايي نخواهد شد؛

تو ؛ يك بار فرصت داري از وجودت تنديس زيبايي بسازي؛

"پس ازضربه هاي شمشيرخسته نشو"



من دراين تاريكي

فكر يك بره روشن هستم

كه بيايد علف خستگي ام را بچرد


من دراين تاريكي


امتداد تر بازوهايم را

زير باراني مي بينم

كه دعاهاي نخستين بشر را تركرد


من در اين تاريكي


درگشودم به چمنهاي قديم

به طلايي هايي كه به ديوار اساطير تماشا كرديم

من در اين تاريكي


ريشه ها را ديدم

و براي بته نورس مرگ آب را معني كردم

نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/24ساعت 20:54 توسط ستاره | |



Every night in my dreams

هر شب در رویا هایم

I see you. I feel you.



می بینمت، احساست می کنم

That is how I know you go on.



و به این وسیله می فهمم که هنوز زنده ای

Far across the distance


در آن دور دست

And spaces between us


و فاصله ای که بین ما وجود داره

You have come to show you go on.


اومدی و نشون دادی که هنوز زنده ای


Near, far, wherever you are


نزدیک یا دور، هرجا که هستی

I believe that the heart does go on


مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه

Once more you open the door


یک بار دیگه در رو باز کردی

And you're here in my heart


و تو در قلب من هستی

And my heart will go on and on


و (با وجود تو در قلبم) قلبم به تپیدنش ادامه میده


Love can touch us one time


عشق ما رو دوباره به هم خواهد رسوند

And last for a lifetime


و برای آخرین بار در زندگیم

And never go till we're one


و از من دور نخواهد شد تا ما یکی بشیم


Love was when I loved you


عشق فقط عشقی بود که من عاشقت بودم

One true time I hold to


و زمانی بدون ریا که من تو را در آغوش گرفتم

In my life we'll always go on


و در زندگیم ما همیشه با هم خواهیم بود


Near, far, wherever you are



نزدیک یا دور، هرجا که هستی

I believe that the heart does go on


مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه

Once more you open the door


یک بار دیگه در رو باز کردی

And you're here in my heart


و تو در قلب من هستی

And my heart will go on and on


و (با وجود تو در  قبلم) قلبم به تپيدنش ادامه ميده



There is some love that will not
go away

 

عشقهایی هستن که هیچ وقت از بین نمی رن


You're here, there's nothing I fear,


تو اینجا با من هستی، و من دلیلی برای ترسیدن نمی بینم

And I know that my heart will go on


و می دانم که(با وجود تو) زنده خواهم ماند

We'll stay forever this way


و ما همیشه اینطور خواهیم بود

You are safe in my heart


تو در قلب من ایمن هستی

And my heart will go on and on


و (با وجود تو در  قبلم) قلبم به تپيدنش ادامه ميده

نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/23ساعت 21:23 توسط ستاره | |


اسم من چیست؟ خدایا چه کنم؟ یادم نیست !  

امشب آماده شدم تا چه کنم ؟ یادم نیست !

این نوشته اثر کیست؟ که من می خوانم  

اسم او چیست؟ خدایا چه کنم ؟ یادم نیست !

من که همسایه نزدیک شقایق بودم   

پا شدم آمدم اینجا چه کنم؟ یادم نیست !




 

نیمکت های خالی، تاکسی های خالی،پیاده رو های خالی

چقدر وسوسه انگیزند!

و باجه های خالی تلفن  که عجیب آرامم می کنند..

راستی؛

            گم شو!

  دیگر نیازی به بودن هیچکس نیست!*



سرم درد میکنه ....همین...







نوشته شده در دوشنبه 1388/02/21ساعت 20:41 توسط ستاره | |








Perfect by nature, icons of self-indulgence


درون ما ادما هیچ اشکالی وجود نداره، اینا هم چیزایی ان برای زیبا کردنشون

Just what we all need


تنها چيزي که همه ی ما بهش احتياج داريم

More lies about a world


يه مشت دروغ در مورد دنياست

That never was and never will be


که هيچ وقت نبود و هيچ وقت نخواهد بود

Have you no shame, don't you see me?


تو خجالت نمیکشی؟ منو نمي بيني؟؟

You know you've got everybody fooled.


*خودت میدونی که همه رو فریب دادی*

Look here she comes now


ببین....اون داره میاد

Bow down and stare in wonder.


تعظيم کن و با تعجب بهش خيره شو

Oh, how we love you


اوه! ما چقدر دوستت داريم!!!

No flaws when you're pretending


*هيچ کس اعتراضي نمي کنه وقتي تو داري تظاهر مي کني*

But now I know she


*اما حالا من مي دونم که اون*

Never was and never will be


ایا هرگز نبود؟ایا هرگز نخواهد بود؟

You don't know how you betrayed me


نمي دوني که چطور بهم خيانت کردي

And somehow you've got everybody fooled.


*و تو هر کس رو به طريقي فريب دادي*

Without the mask


بدون نقاب

Where will you hide?


کجا مي خواي قايم شي؟

Can't find yourself,


نمي توني خودتو پيدا کني

Lost in your lies


*خودتو تو دروغهات گم کردی*

I know the truth now


*حالا من واقعيت رو مي دونم*

I know who you are


*ميدونم که تو کي هستي*

And I don't love you anymore


*و ديگه دوستت ندارم*

Never was and never will be


هرگز نبود و نخواهد بود

You don't know how you betrayed me


نمیدونی که چه جوری به من خیانت کردی و فریبم دادی

And somehow you've got everybody fooled.


و به یه طریق دیگران رو گول زدی


Not for real that you can save me


واقيت اينه که تو نمي توني منو نجات بدي

And somehow now you're everybody's fool.


*به هر حال الان تو يه دلقک براي همه هستي!*



***(evanescence)***

     ***(lee)****


گوشهام درد میکنه .......کاش کر بودم....






نوشته شده در یکشنبه 1388/02/20ساعت 14:10 توسط ستاره | |


توی پارک نشسته بودم که یه دختر خانم جوان آمد و کنارم نشست . خیلی ناراحت بود.

 بهش گفتم چرا ناراحتی ....؟؟؟فوری  گریه اش گرفت و برایم گفت که در امتحان کنکور رد شده و احساس می کند که دیگر بدبخت و بیچاره شده و تمام زندگی اش را از دست داده است ...!با تعجب به او نگاه کردم و خنده ام گرفت.

او با عصبانیت به من نگاه کرد و گفت :مگر دیدن بدبختی آدم ها خنده دارد؟؟؟؟من هم برایش گفتم که یاد یک لطیفه  در مورد بد بختی واقعی افتادم که یه روز پدرم برایم تعریف کرده و اگر او بخواهد می توانم برایش تعریف کنم . دختر جوان سرش را تکان داد .یک روز یک نفر توی کشتی بود که کشتی غرق شد و  او خودش را با چند نفر به کمک قایق نجات به ساحل یک جزیره رساند و آن جا دید که مردمان جزیره

بومی های وحشی هستند و می خواهند آن ها را به عنوان کارگر در دهکده ی خود به کار بگیرند !

اون آدم به سمت کوه شروع به دویدن کرد و دایم زیر لب می گفت : آهای کاینات ببین چقدر بدبخت و بیچاره شدم و همه ی آینده و زندگی ام را مفت از دست دادم !؟

در این لحظه از سوی کاینات یک صدای غیبی آمدکه بایست و خم شو و آن سنگ بزرک را بکوب به سر

آن بومی وسطی که روی سرش شاخ طلایی بسته است .او هم بلا فاصله این کار را کرد وبا سنگ بزرگ

کوبید به سر بومی شاخ طلاییو او را زخمی کرد !!

در این هنگام از سوی کاینات صدای غیبی بلند شد که :  خوب الان این آدم که کشتی رییس قبیله بود و با این کار دیگر واقعا بدبخت و بیچاره شدی و همه چیز را مفت از دست دادی !!

دختر جوان مات و مبهوت به من خیره ماند و گفت :خوب این یعنی چه !؟؟؟

من هم شانه هایم را بالا انداختم و گفتم : من چه می دانم !!فقط می دانم اون آدم قبل از کوبیدن سنگ به

 اندازه ی بعد از آن بدبخت و بیچاره نبود!!

دختر از جا بر خاست و در حالی که دیگر گریه نمی کرد با عصبانیت از من دور شد .

به گمانم رفت یک سنگ پیدا کند و بکوبد به سر یک شاخ طلا!!

 

  و همه ی حیوانات به جز انسان  می دانند که هدف اصلی زندگی لذت بردن از آن است..............


گاهی وقتی بر میگردم عقب دنیا رو قشنگ تر میبینم .....اینم یکی از پستای قدیممه که فک کنم باید بهش فکر کنم حالا با این موقعیتم .....قشنگ بود به خودم نمره ی بیست میدم هر کسی دیگه ایم خواست نمره بده بده مهم نیست من بیست گرفتم .... ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها

 

 

نوشته شده در جمعه 1388/02/18ساعت 13:45 توسط ستاره | |

حوا اگر نبود تو آدم نمي شدي

تو اشرف خلايق عالم نمي شدي


شربودي و براي خدا دردسر، اگر،

حوا نبود از سراو كم نمي شدي


يك شب در انزواي زمان خاك مي شدي

ديگر حريف لشكرماتم نمي شدي


درجنگل مجعد و ممنوعه خدا

گندم كه هيچ، لايق جو هم نمي شدي


بايد قبول كرد كه حوا اگر نبود

اصلاً بساط عشق فراهم نمي شدي


حواتو هم بدان كه اگر آدمي نبود


هاجر، سميه، فاطمه، مريم نمي شدي












نوشته شده در جمعه 1388/02/11ساعت 18:12 توسط ستاره | |




در کوچه ها  می دوم .....دویده ای ؟؟؟


-به یقین


درختان را نفس میکشم ....... 


شهری را دیدم همه مردمانش مرده بودند ...دیده ای ؟؟؟


-شاید


گوشه ی تنم جای چیزی خالی ست ....


شب میگذرد .....

روز دست تکان میدهد ...با لبخندی ملیح ،تو همراهش می مانی تا شب برسد....


کاش تمام دیوار ها پنجره داشت .......و من کودکی مبهوت ،پشت دیوار نمی ماندم ......











نوشته شده در سه شنبه 1388/02/08ساعت 19:40 توسط ستاره | |







نوشته شده در جمعه 1388/02/04ساعت 21:58 توسط ستاره | |





بچه ها سلا م  من فکر کنم خیلی کمتر بیام اینجا دیگه


چون  یه کاری کردم .....


همزمان هم دارم میرم سر کار هم


دانشگام ولی تمام سعیم اینه که به خونه ی خاطراتم سر بزنم


میام به زودی ...


در ضمن چیزی عوض نشده میدونستی ؟


با تو ام میدونم میدونی....


آره با خودتم ....





نوشته شده در چهارشنبه 1388/02/02ساعت 19:16 توسط ستاره | |


Design By : Night Skin