ستاره های خاموش
با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند
آرام بخواب آرام خمیازه ای بکش و بخواب آرام بخواب و کابوس را با رؤیا در
آمیز
و تصور کن زیباست و کاسه ی چه کنم را بر زمین بگذار و رها شو آرام و از هر چه رنگ تعلق دارد پاک شو و پاره کن پرده های ظلمت را بی گمان فکرت آسوده خواهد شد آسوده از تصورات بی پایان آسوده شو ازهر چه بود وشد وهست
وخواهد بود لحظه ای بیاسای که راه دراز است ازمَشک خیالت جرعه ای بنوش حلال است مست شو و بخوان آرام در گذر از هر شکستی که روزی آرزو بود درگذر از هر سرابی که روزی دریا بود بی مها با پرواز کن و بخوان آرام و باز لحظه ی غروب را طلوع کن بخواب آرام....... باید به خواب میرفتم این شب ها ولی افسوس کمی دورم از این آرامش به چشمانم نگاه میکنم که مینگرند ولی خسته ..... کمی دورم از این آرامش ..... آرامش.... این متن هم واسه تلقین به خودم ..... خوب خودمونو گول میزنیم ما آدمها....های های های گم گشته ام ‚ کجا ندیده ای مرا ؟
بی شک جهان را به عشق کسی آفریده اند ، چون من که آفریده ام از عشق جهانی برای تو ! سنگي كه طاقت ضربه هاي تيشه را ندارد؛ تنديس زيبايي نخواهد شد؛ تو ؛ يك بار فرصت داري از وجودت تنديس زيبايي بسازي؛ "پس ازضربه هاي شمشيرخسته نشو" Every night in my dreams هر شب در رویا هایم I see you. I feel you. می بینمت، احساست می کنم That is how I know you go on. و به این وسیله می فهمم که هنوز زنده ای Far across the distance در آن دور دست And spaces between us و فاصله ای که بین ما وجود داره You have come to show you go on. اومدی و نشون دادی که هنوز زنده ای نزدیک یا دور، هرجا که هستی I believe that the heart does go on مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه Once more you open the door یک بار دیگه در رو باز کردی And you're here in my heart و تو در قلب من هستی And my heart will go on and on و (با وجود تو در قلبم) قلبم به تپیدنش ادامه میده عشق ما رو دوباره به هم خواهد رسوند And last for a lifetime و برای آخرین بار در زندگیم And never go till we're one و از من دور نخواهد شد تا ما یکی بشیم عشق فقط عشقی بود که من عاشقت بودم One true time I hold to و زمانی بدون ریا که من تو را در آغوش گرفتم In my life we'll always go on و در زندگیم ما همیشه با هم خواهیم بود نزدیک یا دور، هرجا که هستی I believe that the heart does go on مطمئنم که قلبت هنوز (برام) می زنه Once more you open the door یک بار دیگه در رو باز کردی And you're here in my heart و تو در قلب من هستی And my heart will go on and on و (با وجود تو در قبلم) قلبم به تپيدنش ادامه ميده عشقهایی هستن که هیچ وقت از بین نمی رن تو اینجا با من هستی، و من دلیلی برای ترسیدن نمی بینم And I know that my heart will go on و می دانم که(با وجود تو) زنده خواهم ماند We'll stay forever this way و ما همیشه اینطور خواهیم بود You are safe in my heart تو در قلب من ایمن هستی And my heart will go on and on و (با وجود تو در قبلم) قلبم به تپيدنش ادامه ميده اسم من چیست؟ خدایا چه کنم؟ یادم نیست ! امشب آماده شدم تا چه کنم ؟ یادم نیست ! این نوشته اثر کیست؟ که من می خوانم اسم او چیست؟ خدایا چه کنم ؟ یادم نیست ! من که همسایه نزدیک شقایق بودم پا شدم آمدم اینجا چه کنم؟ یادم نیست ! نیمکت های خالی، تاکسی های خالی،پیاده رو های خالی چقدر وسوسه انگیزند! و باجه های خالی تلفن که عجیب آرامم می کنند.. راستی؛ گم شو! دیگر نیازی به بودن هیچکس نیست!* سرم درد میکنه ....همین... Perfect by nature, icons of self-indulgence درون ما ادما هیچ اشکالی وجود نداره، اینا هم چیزایی ان برای زیبا کردنشون تنها چيزي که همه ی ما بهش احتياج داريم يه مشت دروغ در مورد دنياست که هيچ وقت نبود و هيچ وقت نخواهد بود تو خجالت نمیکشی؟ منو نمي بيني؟؟ *خودت میدونی که همه رو فریب دادی* ببین....اون داره میاد تعظيم کن و با تعجب بهش خيره شو اوه! ما چقدر دوستت داريم!!! *هيچ کس اعتراضي نمي کنه وقتي تو داري تظاهر مي کني* *اما حالا من مي دونم که اون* ایا هرگز نبود؟ایا هرگز نخواهد بود؟ نمي دوني که چطور بهم خيانت کردي *و تو هر کس رو به طريقي فريب دادي* بدون نقاب کجا مي خواي قايم شي؟ نمي توني خودتو پيدا کني *خودتو تو دروغهات گم کردی* *حالا من واقعيت رو مي دونم* *ميدونم که تو کي هستي* *و ديگه دوستت ندارم* هرگز نبود و نخواهد بود نمیدونی که چه جوری به من خیانت کردی و فریبم دادی و به یه طریق دیگران رو گول زدی واقيت اينه که تو نمي توني منو نجات بدي *به هر حال الان تو يه دلقک براي همه هستي!* ***(evanescence)*** ***(lee)**** گوشهام درد میکنه .......کاش کر بودم.... توی پارک نشسته بودم که یه دختر خانم جوان آمد و کنارم نشست . خیلی ناراحت بود. بهش گفتم چرا ناراحتی ....؟؟؟فوری گریه
اش گرفت و برایم گفت که در امتحان کنکور رد شده و احساس می کند که دیگر
بدبخت و بیچاره شده و تمام زندگی اش را از دست داده است ...!با تعجب به او
نگاه کردم و خنده ام گرفت. او با عصبانیت به من نگاه کرد و گفت :مگر دیدن بدبختی آدم ها خنده دارد؟؟؟؟من هم برایش گفتم که یاد یک لطیفه در
مورد بد بختی واقعی افتادم که یه روز پدرم برایم تعریف کرده و اگر او
بخواهد می توانم برایش تعریف کنم . دختر جوان سرش را تکان داد .یک روز یک
نفر توی کشتی بود که کشتی غرق شد و او خودش را با چند نفر به کمک قایق نجات به ساحل یک جزیره رساند و آن جا دید که مردمان جزیره بومی های وحشی هستند و می خواهند آن ها را به عنوان کارگر در دهکده ی خود به کار بگیرند ! اون
آدم به سمت کوه شروع به دویدن کرد و دایم زیر لب می گفت : آهای کاینات
ببین چقدر بدبخت و بیچاره شدم و همه ی آینده و زندگی ام را مفت از دست
دادم !؟ در این لحظه از سوی کاینات یک صدای غیبی آمدکه بایست و خم شو و آن سنگ بزرک را بکوب به سر آن بومی وسطی که روی سرش شاخ طلایی بسته است .او هم بلا فاصله این کار را کرد وبا سنگ بزرگ کوبید به سر بومی شاخ طلاییو او را زخمی کرد !! در این هنگام از سوی کاینات صدای غیبی بلند شد که : خوب الان این آدم که کشتی رییس قبیله بود و با این کار دیگر واقعا بدبخت و بیچاره شدی و همه چیز را مفت از دست دادی !! دختر جوان مات و مبهوت به من خیره ماند و گفت :خوب این یعنی چه !؟؟؟ من هم شانه هایم را بالا انداختم و گفتم : من چه می دانم !!فقط می دانم اون آدم قبل از کوبیدن سنگ به اندازه ی بعد از آن بدبخت و بیچاره نبود!! دختر از جا بر خاست و در حالی که دیگر گریه نمی کرد با عصبانیت از من دور شد . به گمانم رفت یک سنگ پیدا کند و بکوبد به سر یک شاخ طلا!! و همه ی حیوانات به جز انسان می دانند که هدف اصلی زندگی لذت بردن از آن است.............. گاهی وقتی بر میگردم عقب دنیا رو قشنگ تر میبینم .....اینم یکی از پستای قدیممه که فک کنم باید بهش فکر کنم حالا با این موقعیتم .....قشنگ بود به خودم نمره ی بیست میدم هر کسی دیگه ایم خواست نمره بده بده مهم نیست من بیست گرفتم .... ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها ها حوا اگر نبود تو آدم نمي شدي تو اشرف خلايق عالم نمي شدي
حوا نبود از سراو كم نمي شدي
ديگر حريف لشكرماتم نمي شدي
گندم كه هيچ، لايق جو هم نمي شدي
اصلاً بساط عشق فراهم نمي شدي
هاجر، سميه، فاطمه، مريم نمي شدي در کوچه ها می دوم .....دویده ای ؟؟؟ -به یقین درختان را نفس میکشم ....... شهری را دیدم همه مردمانش مرده بودند ...دیده ای ؟؟؟ -شاید گوشه ی تنم جای چیزی خالی ست .... شب میگذرد ..... روز دست تکان میدهد ...با لبخندی ملیح ،تو همراهش می مانی تا شب برسد.... کاش تمام دیوار ها پنجره داشت .......و من کودکی مبهوت ،پشت دیوار نمی ماندم ...... بچه ها سلا م من فکر کنم خیلی کمتر بیام اینجا دیگه چون یه کاری کردم ..... همزمان هم دارم میرم سر کار هم دانشگام ولی تمام سعیم اینه که به خونه ی خاطراتم سر بزنم میام به زودی ... در ضمن چیزی عوض نشده میدونستی ؟ با تو ام میدونم میدونی.... آره با خودتم ....

از این عاشق ترین عاشق، مبادا دست برداری



من دراين تاريكي
فكر يك بره روشن هستم
كه بيايد علف خستگي ام را بچرد
من دراين تاريكي
امتداد تر بازوهايم را
زير باراني مي بينم
كه دعاهاي نخستين بشر را تركرد
من در اين تاريكي
درگشودم به چمنهاي قديم
به طلايي هايي كه به ديوار اساطير تماشا كرديم
من در اين تاريكي
ريشه ها را ديدم
و براي بته نورس مرگ آب را معني كردم
Near, far, wherever you are
Love can touch us one time
Love was when I loved you
Near, far, wherever you are
There is some love that will not
go away
You're here, there's nothing I fear,




شربودي و براي خدا دردسر، اگر،
يك شب در انزواي زمان خاك مي شدي
درجنگل مجعد و ممنوعه خدا
بايد قبول كرد كه حوا اگر نبود
حواتو هم بدان كه اگر آدمي نبود

![]()
![]()

| Design By : Night Skin |



