تبليغاتX
ستاره های خاموش


ستاره های خاموش

با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند

.....***روزهاست که خیابانها سکوت کرده اند

 

و کوچه های تاریک هم راه عبوری برایم نگذاشته اند

 

شهر در زیر روسری ام

 

پنهان شده است

 

و قدمهایم برای بالا رفتن از خودم دیگر توانی ندارند

 

خسته ام از مهربانی های همیشگی ام

 

از دلواپسی های بی بهانه ام

 

از سکوت های هر روزه ام

 

خسته ام

 

از درون مرا یابنده ای نیست

 

کاش فریادهای زنانه ام

به گوش کسی می رسید…..***

 





نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/11ساعت 18:49 توسط ستاره | |

 





چه كسي ميگويد كه گراني اينجاست؟؟؟


دوره ي ارزانيست

چه شرافت ارزان

تن عريان ارزان

آبرو قيمت يك تكه نان

و چه تخفيف بزرگي خورده است .... قيمت هر انسان






ببین دیازپام ده خورانده‌اند خلق را
 
ببین چگونه کرده‌اند مد ریای دلق را


ببین چگونه بشکنند جای شیشه طلق را


ببین چگونه پول می دهیم نفت و آب و برق را


ببین احاطه کرده است “عدد” فکر خلق را




نوشته شده در دوشنبه 1388/04/08ساعت 18:27 توسط ستاره | |



«مرا

  

به جشن تولد

  

فراخوانده بودند

  

چرا

 

  سر از مجلس ختم

   

درآورده ام »





«خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری

  

شوق پرواز مجازی، بال های استعاری

  

لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن

   

خاطرات بایگانی، زندگی های اداری

   

آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پائین

  

سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری....»






نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/04ساعت 21:9 توسط ستاره | |


عقاید نوکانتی ...از آن من


شقایق نرماندی ...از آن تو


حلاوت و بی‌صبری ...از آن من


عشق پانزده سانتی ...از آن تو


ماکارونی، تمبر هندی ...از آن ما


خیابان شهید قندی ...از آن ما


قبری که بهش می‌خندی ...از آن ما


ذکاوت و رندی ...از آن ما


ز سفره چه می‌جویی


حاتم من با خودت چه می‌گویی


خاتم من دیگه واسه چی می‌جویی


ماتم من بابا تو چه پر رویی


خاتم من


اسبتو کجا می‌بندی


بوبوی من به چی تو دل می‌خندی


کوبوی من آقا به مویی بندی


سرور من خانوم به چی پابندی


شربر من


کوکوی دو شب مانده... از آن ما


کپی پدر خوانده... از آن ما


خلقت ناخوانده... از آن ما


کپی پدر خوانده ...از آن ما


دولت شرمنده ...از آن ما


کلفتی پرونده ...از آن ما


ملی‌پوش بازنده ...از آن ما


دولت شرمنده ا...ز آن ما


انتخاب سازنده ...از آن ما


شاید که آینده... از آن ما


حلاوت و بی صبری... از آن من


هر چی تو دلت خواندی ...از آن تو







نوشته شده در سه شنبه 1388/04/02ساعت 19:44 توسط ستاره | |


Design By : Night Skin