تبليغاتX
ستاره های خاموش


ستاره های خاموش

با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند


این هم از (نظر )منتخب این هفته ..... 




تنهای تنها

باز هم بی صدا

تمام ابزار تنم در این یک نگاه می لرزد

و تمام گفتارم با فکرم هم آغوش می رقصد

و کلامی نیست

هیچ تمامی نیست

می آید عذاب می بارد

یا شاید خدا هم می خوابد

خنده ای نیست همان یکذره لبخندم محو شد

بدان تابوت رفتنم دیگر در حیاط خانه سنگ شد

مزن بر تنم چوب بی غیرتی

آخر همان یکدانه رشته اعصاب دیگر منگ شد

مزن دیگر مگر گریه ام آسمان را نلرزانده؟

مبر دیگر مگر بازم ز من جز ماتمی مانده؟

الهی آخر سکوتت تو را همگانی می کند

اگر صدا داشتی دیگر همه می فهمیدند که کجا هستی...

دیگر نمی گفتند همه جای جهان بین ما هستی...

از اول آخرش گفتم

باز می گویم...

که تنهای تنها بی صدا اینجا

که این پست پایین بلند بالا

که این بازی های امروز و دیروز و شاید باز فردا

که این بی خود مشت بر درهای بسته کوفتن ها

که بازم مست در پی معجزه نشستن ها

دانه ی گندمی بود و کاشتیم

فردا همان فرداست باز همین می کاریم   ...

 

 (نویسنده : صدای آشنا)

 اینم جایزه ش از طرف ستاره خاموش



(عکس از :خودم)



نوشته شده در یکشنبه 1388/05/11ساعت 20:17 توسط ستاره | |

 

 

 

 

عشق و ديوانگي

در زمان های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود،فضیلت ها و تباهی ها همه جا شناور

بودند.آنها از بیکاری خسته شده بودند،روزی همه ی فضایل و تباهی ها دور هم جمع شده بودند،خسته تر و

کسل تر از همیشه،ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت:

بیایید یک بازی کنیم مثل قایم باشک،،،

همه از پیشنهاد او شاد شدند و دیوانگی فورا" فریاد زد من چشم

می گذارم!!!از آنجایی که هیچکس دلش نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد،همه قبول کردند که او چشم بگذارد،،،
دیوانگی جلوی درختی رفت،چشم هایش را بست و شروع کرد به شمردن،

یک،،،دو،،،سه،،،

همه رفتند تا جایی پنهان شوند،لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد،خیانت داخل انبوهی از زباله ها پنهان

شد،اصالت در میان ابرها پنهان شد،هوس به مرکز زمین رفت،طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود

مخفی شد و دیوانگی همچنان مشغول شمردن بود،،،

هفتاد و نه،،،هشتاد،،،هشتاد و یک،،،

همه پنهان شده بودند بجز عشق که مردد بود و نمی توانست تصمیم بگیرد و جای تعجب هم نیست،چون که

همه می دانند پنهان کردن عشق مشکل است و در همین حال دیوانگی به آخر شمارش می رسید،،،

نود و پنج،،،نود و شش،،،نود و هفت،،،

هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پرید و پشت یک بوته ی رز پنهان شد!!!

دیوانگی فریاد زد : دارم می آیم،

اولین کسی را که پیدا کرد تـنبلی بود،زیرا تـنبلی تـنبلی اش آمده بود تا جایی پنهان شود،لطافت که به شاخ

ماه آویزان شده بود را پیدا کرد،دروغ را ته دریاچه،هوس را مرکز زمین،خلاصه یکی یکی همه را پیدا کرد بجز

عشق که از یافتنش ناامید شده بود.

حسادت در گوشهایش زمزمه کرد که تو حتما" باید عشق را پیدا کنی و او پشت بوته ی گل است.دیوانگی

شاخه ای چنگک ماننده را از درخت کند و با شدت آن را در بوته های گل رز فرو برد،دوباره و دوباره،،،تا اینکه با

صدای ناله ای متوقف شد،عشق از پشت بوته های گل بیرون آمد،با دست هایش صورتش را پوشانده بود و از

میان انگشتانش قطرات خون بیرون می زد،او نمی توانست جایی را ببیند، چون کور شده بود...!

دیوانگی گفت: من چه کردم،چگونه می توانم تو را درمان کنم؟

عشق پاسخ داد :تو نمی توانی مرا درمان کنی،اما اگر می خواهی

می توانی راهنمای من باشی،،،

 

و از آن روز است که عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار او،،،

 

 

   مواظب باشیم

 

 




نوشته شده در چهارشنبه 1388/04/24ساعت 19:50 توسط ستاره | |

One song can spark a moment

يک آهنگ می تواند لحظه اي جديد را بسازد

One flower can wake the dream

يك گل ميتواند بهار را بياورد

One tree can start a forest

يك درخت می تواند آغاز يك جنگل باشد

One bird can herald spring

يك پرنده مي تواند نويد بخش بهار باشد

One smile begins a friendship

يك لبخند ميتواند سرآغاز يك دوستي باشد

One handclasp lifts a soul

يك دست دادن روح انسان را بزرگ ميكند

One star can guide a ship at sea

يك ستاره ميتواند كشتي را در دريا راهنمايي كند

One word can frame the goal

يك سخن می تواند چارچوب هدف را مشخص كند

One vote can change a nation

يك راي ميتواند سرنوشت يك ملت را عوض كنند

One sunbeam lights a room

يك پرتو كوچك آفتاب ميتواند اتاقي را روشن كند

One candle wipes out darkness

يك شمع ميتواند تاريكي را از ميان ببرد

One laugh will conquer gloom

يك خنده ميتواند افسردگي را محو كند

One hope will raise our spirits

يك اميد روحيه را بالا مي برد

One touch can show you care

يك دست دادن  می تواند ارزش  شما رانشان دهد.

One voice can speak with wisdom

یک سخن نشانگر عقل شماست

One heart can know what's true

يك قلب ميتواند حقيقت را تشخيص دهد

One life can make a difference

يك زندگي ميتواند متفاوت باشد

You see, it's up to you

شما ميبيني پس تصميم با شماست




نوشته شده در پنجشنبه 1387/12/08ساعت 10:31 توسط ستاره | |

Always trying to explain
why youre so cold
I think we are missing the point
that you are not willing to stretch out and find someone
and thats whats keeping you so lonely
Youre not alone.

There are so many people out there
that would love to spend a minute out with you
You are not alone
You are just afraid of finding someone who would take good care of you

Trying to get out from that dark and lonely hole you think you are in

And you take 10 pills
trying to end all this pain and suffering
and thats whats keeping you so lonely
You are always trying to hide all your pain
locking all your fears inside

هميشه سعي مي كردم توضيح دهم
كه تو چرا اينقدر سردي
فكر مي كنم ما اين نكته را فراموش كرده ايم
كه تو بايد از خود بيرون بيايي و كسي را پيدا كني
و اين است كه تو را بسيار تنها نگاه داشته است
تو تنها نيستي.

بسياري از مردم در بيرون هستند
كه كه عاشق گذراندن يك لحظه با تو هستند
تو تنها نيستي
تو تنها از پيدا كردن كسي كه خوب به تو اهميت بدهد مي ترسي

سعي كن از اين چاله ي تنهايي و تاريكي كه فكر مي كني در آن هستي بيرون آيي

و تو ده دانه مي گيري
سعي كن به تمام اين درد و رنج پايان دهي
و اين دليلي است كه تو را بسيار تنها نگاه داشته است
تمام ترسهايت را در درونت انباشته ساخته اي...




نوشته شده در شنبه 1387/12/03ساعت 19:3 توسط ستاره | |

 

 

ديووونه كيه؟

عاقل كيه؟

جونور كامل كيه؟

واسطه نيار به عظتت خمارم

حوصله ي هيچ كسيو ندارم

كفر نميگم سوال دارم

يه تريلي محال دارم

تازه داره حاليم میشه چه كاره م

ميچرخم و ميچرخونم سياره م

تازه ديدم حرف حسابت منم

طلاي نابت منم

تازه ديدم.... دل دارم .....بستمش

را ه ديدم..... نرفته بود..... رفتمش

جوونه ي نشكفته رو .....رستمش

ويروس كه بود ....حاليش نبود....

هستمش....

جواب زنده بودنم مرگ نبود.....

جون شما بود....؟

مردنه من... مردنه.... يك برگ نبود...

تو رو به خدا بود......؟

اون همه افسانه و افسون..... ولش...؟

اين دله پر خون ولش.....؟

دلهره ي گم كردنه گداره مارون ولش....؟

تماشاي پرنده ها بالاي كارون ولش....؟

خيابابونا.... سوت زدنا ...شب شبه بارون ولش....؟

ديوونه كيه؟

عاقل كيه؟

جونور كامل كيه؟

گفتي بيا زندگي خيلي زيباست

دويدم

چش  فرستادي برام كه ببينم

كه ديدم

پرسيدم اين آتيش بازي تو آسمون معنا ش چيه؟

كنار اين جوب روون معناش چيه؟

اين همه راز اين همه رمز

اين همه سر و اسرار

معماست....

آوردي حيروونم كني؟

كه چي بشه نه والا؟

مات و پريشونم كني كه چي بشه نه به لا؟

پريشونت نبودم.................؟

من .........حيروونت نبودم.................؟

تازه داشتم ميفهميدم كه فهمه من چه قد كمه

اتم تو دنياي خودش حريفه صد تا رستمه

گفتي ببند چشماتو وقت رفتنه

انجير ميخواد دنيا بياد

آهنو فسفرش كمه

چشماي من آهن زنجير شدن

حلقه اي از حلقه ي زنجير شدن

عمو زنجير باف

زنجيرتو بنازم

چشمه منو انجيرتو بنازم

ديوونه كيه ؟

عاقل كيه؟

جونور كامل كيه؟

كيه؟

كيه؟

ديوونه كيه ؟

عاقل كيه ؟

جونور كامل كيه؟

جونور کامل کیه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

؟؟؟؟؟؟

؟

؟

کی ه؟

 

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دوشنبه 1387/10/09ساعت 18:36 توسط ستاره | |



به شانه ام میزنی

که تنهایی را تکانده باشی

به چه دل خوش کرده ایی؟

تکاندن برف از شانه ی ادم برفی؟



نوشته شده در دوشنبه 1387/04/24ساعت 17:0 توسط ستاره | |


Design By : Night Skin