تبليغاتX
ستاره های خاموش - با ياد گلي روئيده در نا كجا


ستاره های خاموش

با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند



زيبا ترين سرما خورده ی جهان

 


هنوز درست بر نگشته بودم

كه كلاهت كار دستم داد


و شال گردنت


كه از گدازه هاي جا مانده ي اولين روز جهان بود


در ميان ِ ميداني


كه همه ی آن تو بودي


چون چوب هاي نيم سوخته


پا بر نشاني ِ همه ي هرگزها


دود ِ هميشه ي دلم شد
.

صبح آن روز


تو سرما خورده بودي


و رنگ همه ي درخت ها پريده شد


و يا رنگ همه ي درخت ها پريده بود


چون تو سرما خورده بودي


و اصلاُ


اي من ِ در من


مگر چه فرق مي كند


كه من از تب لرزيده باشم


و يا از سرما


و يا از پلك تو


كه سر بر شانه ي نيمي از خواب


چون شراب ِ هفت ساله می سوزد


اصلاُ چه فرق مي كند


كه تو


به برگها وزيده باشي


يا صفي از درخت هاي پريده رنگ


سرد ِ سرد


سر بر در خانه ى شما سائيده باشند.


نيستي

 اما مي شنوي

كه تنها گريه ي دل است


كه بي طعم گونه مي گذرد


و نا نوشته مي ماند


تا از تعبير ساده ي هق هق ِ دختران ِ دبيرستاني بگذرد


و چون سرني


در خاموشي ِ خويش


سر بر بي صدايي ترانه ها بميرد .


آه اي عقل سرما زده


در بوران ِ بي آغازي كه


در كف پاهاي من


پيش از ازل تير مي كشيدي
!

آخرجنون مرا


با آفتاب كدام صحرا رصد كرده اند


كه سرما و تب تواًَمان


از تاول پاهايم


دست نمي كشد
؟!


و شعله ي آن شال


چنان زردشتي مي سوزد


كه این ورد دا ئم


مثل بوسه اي دزدانه


از لبانم پاك نمي شود.


زيباترين سرما خورده جهان !


به جان تو


كه جز اين قمار و اين سيگار ماسيده بر لب


همه چيز را باخته ام


و در كوچه هاي قونيه وُ خرقان

 و يا بسطام

گيج تر خاك و باد


در حيرتي كه هيچ است و همه چيز


دست در دست خار و خس


با ياد گلي روئيده در نا كجا


باز رقصم گرفته است !
نوشته شده در جمعه 1388/03/15ساعت 15:54 توسط ستاره | |


Design By : Night Skin