ستاره های خاموش
با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند
«مرا به جشن تولد فراخوانده بودند چرا سر از مجلس ختم درآورده ام » «خسته ام از آرزوها، آرزوهای شعاری شوق پرواز مجازی، بال های استعاری لحظه های کاغذی را، روز و شب تکرار کردن خاطرات بایگانی، زندگی های اداری آفتاب زرد و غمگین، پله های رو به پائین سقف های سرد و سنگین، آسمان های اجاری....»

نوشته شده در پنجشنبه 1388/04/04ساعت
21:9 توسط ستاره | |
| Design By : Night Skin |


