تبليغاتX
ستاره های خاموش - بودن بودن بودن...


ستاره های خاموش

با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند







باز هم نظر منتخب ...اصلا حس رقابت ندارن ازتون نا امید شدم ..


***....سلامی به گرمی خورشید سوزان تابستان

 

سلامی به سنگینی یک مشت برف سپید سرما

 

یاد آن روزان یاد دیروزان

 

که بودیم و بودیم و هستیم...

 

و هستیم...

 

ما سلام چشمک های بی صدای خجالتی هستیم

 

ما پیام درد و شادی های بی نوای اجباری هستیم

 

ما نوای بی پایان کلمه موفقیت خواهیم بود

 

ما جزای این خدای بی صدای بی همتا خواهیم بود

 

ما توان صد اسب و برق و قطار هستیم

 

ما همان بودیم که شاه زمان را کیش دادیم

 

ما همانیم که عقرب بیان را نیش دادیم

 

ما مزد بودن خویش را از پیش دادیم

 

ما ترس را فرو بردیم در لجنهای خشونت

 

ما خشم را اهدا کردیم بر مرثیه های وجودت

 

ما مشتی بودیم که کوبیده نشدیم

 

ما موجی بودیم که صعود نکردیم

 

ما اوجی بودیم که افول کردیم

 

ما مرگی بودیم که روح نگرفتیم...

 

اما الان چه؟

 

باز خواهیم آمد و بر خواهیم گشت...

 

داد خواهیم خواست و جان خواهیم گرفت...

 

مال خواهیم برد و طاق خواهیم زد...

 

درد خواهیم داد و عشق خواهیم گرفت...

 

ما همین هستیم و همین همیشه پیروز است...

 

تنها خواهیم ماند و همینمان بس است...

 

بودن بودن بودن...***

 

***نویسنده : (صدای آشنا) ***

 

یاد بگیرید که قدرت رقابت داشته باشید ...

 

باز هم فستیوال نظر منتخب بر قراره

 

*****

 

مرا با این بالش و این دو تا ملافه و این سه تا شکلات

روی میزت راه می د‌هی؟

می‌شود وقتی می‌نویسی

دست چپت توی دست من باشد؟

اگر خوابم برد

موقع رفتن 

جا نگذاری مراروی میز !

از دلتنگیت می‌میرم .

وقتی نيستی

می‌خواهم بدانم چی پوشيده‌ای

و هزار چيز ديگر.

تو بگو

چطور به خودم و خدا

کلافه بپیچم

تا بيایی؟

خنده‌های تو

کودکی‌ام را به من می‌بخشد

و آغوش تو

آرامشی بهشتی

و دست‌های تو

اعتمادی که به انسان دارم!

چقدر از نداشتنت می‌ترسم...


*....نوسنده:ستاره.....*

 

 

 

 


نوشته شده در پنجشنبه 1388/05/22ساعت 16:53 توسط ستاره | |


Design By : Night Skin