ستاره های خاموش
با صدایی آرام قدم بر دار که خاموشیم نشکند
امشب ...
ساقه ی ظلمت را ... داخل واژه ی صبح ... تجربه خواهم کرد! در مساحت لجاجت ضرب خواهم شد، و نبض گل را،در موسیقی ابدیت، اندازه خواهم گرفت،... حیرت را در آفتاب می سوزانم،... و حقیقت را، در نزدیکی برکه ی خوشبختی صدا می زنم! شفافیت زندگی، و حجم تنهایی را، با ستاره های سوخته قسمت می کنم! و ترنم خیس گمشده ای را، ادراک. بیدار تر از همیشه ، به دنبال انعکاس روشنی می گردم. و بر خطای امروز، سرپوشی از تجربه می گذارم! لحظه ها را به بند می کشم! و در آغاز چون رگ هستی، جریان می یابم. اندک فرصتی در اختیار دارم ... از نردبان لذت بالا می روم ... و ریشه ی هوس را می سوزانم! تا شاید نهفته آوای هستیم، زیبا تر از همیشه ، شروع به نواختن کند.... 
| Design By : Night Skin |


